السلام علیک یا یعسوب الدین علیه السلام
به امید زیارت حرم زیبایتان
به امید زیارت حرم زیبایتان
| با عقـاید فرقه ی شمریه آشنا شوید ـ اندکی از کفریات صمدی آملی+فایل صوتی |
|
|
|

*قبل از اینکه ما برویم بهشت می بینیم یزید و یارانش رفتن .
* اینها ]یزید و شمر[ که دین و ناموس خدا را نابود نکردند.
* اینها ]یزید و شمر[ می گویند اگر من نبودم شما عزاداری نمی کردید.
* الان ما چقدر باید متشکر شمر و عمر سعد باشیم . ]یعنی اگر شمر امام حسین را نمی کشت امام حسین چنین مقاماتی نداشت[
] *حالا ]امام حسین[ چند سال بیشترعمر میکرد.[
* جناب نوح ۹۰۰ سال زحمت کشید ۷۰ نفر و امام حسین ۷۲ نفر
* ولی شمر این همه جذب کرد.
*حالا می بینید حق شمر هم هست اینهمه بالا بیاید.
* آقا ]حسن زاده آملی[ می فرمودند: که نمی توانیم آنچه را که داریم بگوییم ما را بیچاره می کنند.
* به نظر من اگر حضرت آقا ]حسن زاده آملی [ تا به حال هیچ مطلب نوی نداشته بودند جز همین یک مطلب کافیست.
* ما هم میتوانیم پیغمبر و امیرالمؤنین و فاطمه ی زهرا شویم
*امام حسین و یزید و موسی و فرعون در آخر یکی اند.
* اگر موسی تنزل پیدا کند می بیند که با فرعون جنگ دارد وقتی که همین موسی بالا می رود می بیند اصلاً فرعونی نبود.
* اصلا معاویه ا ی نمی بینم، حسینی نمی بینم، جز یک ذات حقیقت غیر متناهی وجود، چیز دیگری من شهود ندارم.
* لذا مشاهده می کنیم موسی هم دارد می آید اتفاقاً پشت سرش فرعون هم دارد می آید وارد بهشت بشود.
* صمدی آملی در جملات زیر به اسنتاد زیارت عاشورا و آیات 24 و 25 حضرت ابراهیم می گوید به جز آن چهار نفر بقیه بهشت می روند البته روی یزید شک دارد و می گوید:
لذا اینطورکه ظاهراً اززیارت عاشورا برداشت می شودزمانی همه ازجهنم بیرون خواهندآمدومقام خلودجهنم فقط برای چندنفرباقی می ماندکه؛ «اللهم خصّ انت اول ظالم باللعن منّی وابدابه اولاًثم الثّانی والثّالث والرّابع»(1)غیرازآنها،مقام خلود جهنم فقط برای چهار نفر باقی می ماند که؛غیر از آنها، فرعونها، نمرودها،شدادها ،هارون الرشیدها،مامونها آنهایی که امام کشتند همه بالاخره از جهنم خارج می شوندآنها که حجت الله را کشتند و ولی الله را شهید نمودند. وکم کسانی نیستند.امااین چندنفر باقی می مانند همانگونه که پیغمبرصلی الله علیه وآله وسلم کلمۀ طیبۀ(کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أصلُهَاثَابِتٌ وَفَرعُهَافِی السَّماء)(2)است،ایشان نیزکلمه خبیثه(کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجتُثَّت مِن فَوق الأرضِ)(3)می باشند. راجع به زیارت عاشوراخیلی فکرکنید.تمامی ائمه اطهارعَلَیه السلام صاحب مقام محمودندواین مقام موجب می شودکه بسیاری ازگناهکاران راحتی آنان که درحقشان ظلم بسیاری رواداشتند….
*اگر به این تشخیص نرسیده ایم که آقا (حسن زاده) ولی الله است ول کن برو بیخود معطل نباش برو دنبال کارت.
*حضرت امام زین العابدین (ع) به آقا (حسن زاده) می فرمایند شما باید جلو بایستید ما پشت سر شما نماز بخوانیم.
* آقا (حسن زاده) پاکند و مطهرند، قرآن است لایمسه الا المطهرون.(4)
اسناد روایی و تاریخی در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها
قبل از ذکر پاره ای از منابع قدیم که در آن از حضرت رقیه سلام الله علیها سخن به میان آورده اند، به حل این شبهه می پردازیم که:
آیا نبودن نام حضرت رقیه سلام الله علیها در میان فرزندان امام حسین علیه السلام در کتابها و متون قدیم ـ مانند ارشاد شیخ مفید، اعلام الوری، کشف الغمه و دلائل الإمامة طبری،ـ بر نبودن چنین دختری برای امام حسین علیه السلام دلالت دارد؟
با توجه به مطالب ذیل، پاسخ این سؤال، روشن می شود:
۱. از یک سو دشمن نخواسته شخصیت اهل البیت علیهم السلام شناخته شود. اگر متوکل ۱۰۰ کنیز داشته و نام همۀ آنها در تاریخ موجود است، و همچنین اگر ۱۰ اسب ممتاز داشته و نام تمام آن در تاریخ آمده است، چون تاریخ را آنها نوشته اند، حتی تاریخ کربلا را خبرگزاران یزید نوشته اند و بیش از نود درصد این وقایع به دست مخالفین و توسط خبرگزاران یزید به دست ما رسیده است.
۲. از سویی دیگر خود اهل البیت علیهم السلام مایل نبودند که نام بانوانشان در معرض گفت و شنود باشد. اگر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم همواره نام نامی حضرت فاطمه سلام الله علیها را بر زبان جاری می کرد، حکمتهای بسیار زیادی داشت. به همان دلیلی که در قرآن کریم نام حضرت مریم ذکر شده است تا در تاریخ از او دفاع شود. پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلّم در هر مناسبتی می فرمود: «فاطمة بضعةمنّی» تا سندی باشد در مقابل کسانی که می خواستند نام فاطمه سلام الله علیها و خبر مظلومیت او به گوش کسی نرسد.
۳. در دوره زندگاني ائمه اطهار عليهمالسلام و در صدر اسلام مسائلي مانند: به آتش کشیدن احادیث نبوی از سوی داعیه داران خلافت، اختناق شديد حکمرانان اموي و فشار حکومت بر سيره نويسان، جانبداريها و... سبب بروز بعضي اختلافات در نقل مطالب تاريخي مي شده است. همچنین به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدد فرزندان امامان علیهم السلام از سوی دیگر، و سانسورهای بنی امیه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند، از سوی سوم، عدم اهتمام به ضبط و ثبت همۀ امور و جزئیات تاریخ زندگی امامان علیهم السلام، موجب شده که بسیاری از ماجرای زندگی آنان در پشت پردۀ خفا باقی بماند؛ بنابراین، ذکر نکردن آنها دلیل بر نبودِ آنها نخواهد شد.
۴. در اثر تاخت و تازها و وجود بربريت و دانش ستيزي غاصبین خلافت و حکام بنی امیه و بنی العباس، بسياري ازمنابع ارزشمند از ميان رفته است. همچنین آتش سوزی های گسترده و مکرر کتابخانه های شیعه باعث شد بسیاری از منابع از دست برود. چه بسا بسياري از اين اسناد و منابع معتبر که درجريان اين درگيريها، از بين رفته و به دست ما نرسيده است.
۵. تعداد فرزندان، تشابه اسمي و به ويژه سرگذشتهاي شبيه در مورد شخصيتهای گوناگون تاريخي و گاه وجود ابهام در گذشتهها و پيشينه زندگي افراد، امر را برتاريخ نويسان مشتبه کرده است. همانگونه که اين مسأله در مورد ديگر شخصيتهاي تاريخي ـ حتي در جريان قيام عاشورا ـ نيز به چشم ميخورد. لذا بر اثر همنام بودن، وجود نام رقیّه در یک خاندان، موجب اشتباه در تاریخ شده، و همین مطلب، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودی که داشتند، مشکل می نموده است.
۶. گاهی نیز بعضی از دختران دو نام داشتند؛ مثلاً طبق قرائنی که خاطر نشان می شود، به احتمال قوی همین رقیّه سلام الله علیها را فاطمۀ صغیره می خواندند، و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است. همانگونه که پيشترگفته شد، امام حسين عليهالسلام به دليل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادرگراميشان، نام همۀ فرزندان خود را فاطمه و علي ميگذاشتند. اين امر خود منشأ بسياري از سهوِ قلمها در نگاشتن شرح حال زندگاني فرزندانِ امام حسين عليهالسلام گرديده است. قراين و شواهدي نيز در دست است که رقيه عليهاالسلام را فاطمه صغيره ميخواندهاند. احتمال دارد همين موضوع سبب غفلت از نام اصلي ايشان شده باشد.
۷. افزون برآن، از دلایل فراموشي يا کم رنگ شدن حضور اين شخصيت، زندگاني کوتاه ايشان است که سبب شده ردّ کمتري از ايشان در تاريخ به چشم بخورد. در مورد حضرت علي اصغر عليهالسلام نيز ميتوان گفت: اگر شهادت او در بحبوحۀ نبرد و وجود شاهدان بسيار بر اين جريان نبود، نامي از حضرت علي اصغر عليهالسلام نيز امروز در بين کتابهاي معتبر شيعه به چشم نميخورد؛ زيرا تاريخنويسي فني است که با جمع آوري اقوال سر و کار دارد که بسياري از آنها شاهد عيني نداشته و به صورت نقل قول گرد هم آمده است. تنها موضوعي که در آن مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد، درستي و يا نادرستي آن از حيث ثقه بودن راوي است که البته اين موضوع فقط در تاريخ اسلام وجود دارد. امابه عنوان نمونه، در بحث حديث، معرّفهها و مشخصههاي ديگري نيز براي سنجش درستي اخبار، موجود ميباشد که خبر را با تعادل و نيز تراجيح، علاج معارضه و تزاحم، بررسي دلالت و عملياتهاي ديگر مورد بررسي قرار ميدهند.
۸. چنانکه خواهد آمد علمای بزرگ از قدما، از حضرت رقیه به عنوان دختر صغیرۀ امام حسین علیه السلام یاد کرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابۀ شام شرح داده اند. پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلی در دسترس آنها بوده باشد که بر اساس آن، از حضرت رقیّه سلام الله علیها سخن به میان آورده اند؛ کتابهائی که در دسترس دیگران نبوده است و در دسترس ما هم نیست.
در سیر مطالب نام علماي بزرگ از قدما، از حضرت رقيه عليهاالسلام به عنوان دختر امام حسين عليهالسلام يادكردهاند و شهادت جانسوز او را در خرابۀ شام شرح دادهاند.
بنابراين ذكرنشدن نام حضرت رقيه عليهاالسلام در غالب كتب حديث قديم هرگز دليل نبودن چنين دختري براي امام حسين عليهالسلام نخواهد بود،چنانكه عدم ثبت بسياري از جزئيات عاشورا و حوادث كربلا و پس از كربلادر مورد اسيران، دركتابهاي مربوطه، دليل نميشود كه بيش از آنچه درباره كربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است.[1]
با این مقدمه وارد برخی نقل های روایی و تاریخی در مورد حضرت رقیه سلام الله علیها می شویم که درآن تصریحاً و یا تلویحاً به نام و سن حضرت رقیه سلام الله علیها اشاره شده است.
خیلی وقته نیستم ببخشید ولی درگیر مراسم محرم وعزاداری بودم ایشالا دوستان عفو کنندولی چند روزه از یه مطلبی دلم گرفته امشب خواستم دلم خالی بشه
یه زمانی یه به اصطلاح عالمی گفته بود امام حسین علیه السلام دختری به نام رقیه نداشته البته فقط منکر این مطلب نشده بود وچیزای دیگه هم گفته بود خب گفتیم حالا نظر این عالم این بوده البته خیلی ازبزرگان هم جوابش رو دادند که بماند.وجودحضرت رقیه سلام الله علیها اظهر من الشمسه که من بخوام سند براش بیارم واونهایی هم که سند میخوان باید برن سند خودشون روپیدا کنند.!!!!!!!
حالا بعد این همه مدت میبینیم که نه بحث فراتر از این حرفهاست ....
کار ازیه جای دیگه آب میخوره اصولا هرکی دنبال فلسفه میره کارش به اینجامیرسه.!!!!
جالبه باز یکی دیگه هم پیداشده گنده تر از دهنش حرف زده البته میدونم اینا باید یه کاری بکنند که همه مردم بفهمن مشکل از کجاست این مردک (حیف مرک برای این یارو اگه دستم بسته نبود میگفتم ....)میگه که جالبه اصلا رقیه دختر یکی از اصحاب کربلاست نه امام حسین علیه السلام!!!!!!!!!!!!!!.
عزاداری رو زیر سوال برده و.....
بازم میگم اینها اینقدر بیچاره ان همین که دنبال فلسفه اند براشون بسه....بگذار درجهل(کفر) خودش تا ابد الدهر بماند.
اون احمق دیگه میگه یزیدلعنة الله علیه هم با امام حسین علیه السلام توبهشته.
اینقدر بی شعوره که اون همه روایات رونادیده میگره واین چرندیات روتف میده.
خب لقمه حروم ،نان شبهه،نطفه ناپاک،چیزی بهتر از این نمیشه دیگه .....
اینم ادرس این کلیپ تصویری که از شبکه اول هم پخش شد
http://www.aparat.com/v/t0phC
اینم لینک دانلودش:
http://host10.aparat.com//public/user_data/flv_video_new/126/9a116249b041b84028e6c3631d351e53375787.mp4
بی شک جدا ز آل امیه نبوده است
آن کس که گفته است رقیه نبوده است
در هر مقام و پست و لباسی که هست هست
لعنت به هر که گفته ، رقیه نبوده است
اللهم عجل لولیک الفرج
سینه ام چون تلاطم دریا
چشم من چشمه ی غم دنیا
داده ام این دل اسیرم را
دست بال و پر کبوترها
همره بالهایشان بردند
تا بسازند سایبانی را
سایبانی برای خاک بقیع
حائلی بین آفتاب آنجا
بوی غربت هزار سالی هست
که از آن خاک می رود بالا
غم میان دلم چو زائر شد
غصه دار امام باقر شد
زهر دادند عمق جانت را
تیره کردند آسمانت را
و گرفتند با شراب زهر
قوت دست مهربانت را
مگر آن چشم ها نمی دیدند
بال پرواز بی کرانت را
دم آخر مرور می کردی
روضه ی درد بی امانت را
به خدا چشم های تو می دید
رخ نیلی عمه جانت را
داغ بازار شام یادت بود
بارش سنگ بام قوم یهود
در میان شلوغی و فریاد
بین آشوب شهر سنگ آباد
وقت آغاز سنگ باران ها
عمه زینب نجاتمان می داد
پیش چشم رباب بی کودک
پیش بابای بی کسم سجاد
سر اصغر که بی تعادل بود
از روی نیزه بارها افتاد
تازیانه به هر طرف می برد
کودکان را چو کاه بر روی باد
دیدم آنجا تمام غم ها را
ای التماس وخواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ما دوازده
من حقم است که هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره قبولی دنیا دوازده
حالا که ساعت تو وچشم خدا یکی است
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده
امروز اگر نشد ولی یکروز میشود
ساعت به وقت شرعی زهرا دوازذه (لطیفیان)
باتشکر از 69
دوره ي غربت دلم سر شد
آسمان و زمين منور شد
حال و روز خراب ديروزم
با کرامات عشق بهتر شد
دام و دانه نشان من دادند
خود به خود اين دلم کبوتر شد
مثل يک آسمان باراني
چشمم از شوق مقدمي تر شد
بار ديگر حسين بابا شد
و عروس مدينه مادر شد
دختري را که عمه بوسيده
روي دست حسين خوابيده
آمده دختري که باباييست
خنده هاي پدر تماشاييست
چقدر کودکانه تا دم صبح
عمه گرم نواي لالاييست
بين گهواره ي دو دست عمو
چه پري قشنگ زيباييست
بي جهت دل نبرده از بابا
چقدر خنده هاش روياييست
حضرت فاطمه دوباره رسيد
قد و بالاي او چه زهراييست
بايد اين ناز را عمو بخرد
دخترک آمده که دل ببرد
ماه شبهاي خانه رويش بود
عطر ياسي ميان مويش بود
گل سر داشت از ستاره ي شب
عالمي مست هاي و هويش بود
هر زماني که ميل بازي داشت
جاي او شانه ي عمويش بود
علي اکبر شبانه مي آمد
پيش خواهر و قصه گويش بود
چادرش چه ناز سر مي کرد
بوسه هاي پدر به رويش بود
رشته ي جان عمه گيسويش
هديه هاي عمو النگويش
دختري که نگار بابا بود
در نگاهش هزار دريا بود
صورتش را نسيم مي بوسيد
صورتي را که مثل زهرا بود
گيسوانش به دست شانه ي عشق
هر زماني که پيش بابا بود
ساعتي که با عمويش بود
چقدر لحظه هاش زيبا بود
کس نديدست که زمين بخورد
جايگاهش هميشه بالا بود
غصه با بي کسي تباني کرد
آرزوهاش را خزاني کرد
نمی دونم هر چی به نیمه شعبان نزدیکتر میشم اضطرابم بیشتر میشه ...
نه خدانکنه اصلا فکرش روهم نمیشه کرد نه....ایشالا جشن ولادت رو باظهور باهم میگیریم.
امام زمان(ع)-مناجات
ای جان ما فدای تو یا فارس الحجاز!
ای دیده جای پای تو یا فارس الحجاز!
در کام مرگ ناز به آب بقا کنم
میرم اگر برای تو یا فارس الحجاز!
دنیا در انتظار و جهان گوش سر به سر
تا بشنود ندای تو یا فارس الحجاز!
تو فارس الحجاز و حجاز تو چشم ماست
گردون بوَد سرای تو یا فارس الحجاز!
کی میشود که از حرم آید به گوش خلق
آوای دلربای تو یا فارس الحجاز؟!
باز آ که بشنویم سرود وصال را
با لحن جان فزای تو یا فارس الحجاز!
پا در رکاب کن که کند شیعه رهبری
در سایۀ لوای تو یا فارس الحجاز!
بازآ که باز چاک شود قلب رود نیل
با معجز عصای تو با فارس الحجاز!
جای تو خالی است و همه عالم است پر
از کثرت عطای تو یا فارس الحجاز!
«میثم» دعا برای ظهور تو میکند
در سایۀ دعای تو یا فارس الحجاز! غلامرضا سازگار
باتشکرازجواد باقری عزیز
كسي كه علت ايجاد شيث و شمعون است
قسم به حضرت زهرا رقيه خاتون است
بگو كه منكر دردانه حسين داند
به آيه آيه قرآن هميشه ملعون است
ومنكران مقامش شبيه ابليسند
اگر عمارت فقه اند تازه تاسيسند
وگر كه چله نشينند به مسجد الاقصي
براي لحظه به لحظه اش گناه بنويسند
دخيل دست عطايش هزار قارون است
كسي كه شيعه به او تا هميشه مديون است
و آن مكان كه معروف به قاب قوسين است
در آرزوي قدوم رقيه خاتون است
جواد باقری
اسدى طوسى
ره دین بیاب از خرد چون سزاست
که گیتى بدین ایستادست راست
از این پس نباشد پیامبر دگر
به آخر زمان ( مهدى ) آید به در
بگوید خط و نامه کردگار
کند دین پیغمبرى آشکار
بدارد جهان بر یکى دینِ پاک
برآرد ز دجّال و خیلش هلاک
رسد از آسمان هر پیمبر فراز
شوند از پس ? مهدى ? اندر نماز
باتشکر از جواد باقری


دلم را هوای تو پر کرده است
غم آشنای تو پر کرده است
حسینیه و مسجد و دیر را
نسیم دعای تو پر کرده است
تو پیغمبری و بلاد مرا
اذان صدای تو پر کرده است
چه باکی ز گمراهی ام جاده را
اگر ردّ پای تو پر کرده است
هزاران سده می شود که خدا
سبو را برای تو پر کرده است
دلم را به گیسوی تو بسته اند
به طاق دو ابروی تو بسته اند
من از گیسوانت پریشان ترم
ز چشم خراب تو ویران ترم
تو از نور خورشید پیداتری
من از نور مهتاب پنهان ترم
کویرم ولی از کرامات تو
من از عطر گل های باران، ترم
تو لیلایی و بلکه لیلاترین
من از آهوان تو حیران ترم
اگر روی تو قبله گاه من است
من از هر مسلمان مسلمان ترم
تو موسایی و رود نیلت منم
شرار غمی و خلیلت منم
فدای دو چشمان شهلایتان
به قربان این قدّ و بالایتان
مگر از کدامین جهت آمدی
مَلَک می چکد از سراپایتان
نگاه تو کرده است مجنونمان
خدای تو کرده است لیلایتان
اسیران زلف تو را چاره نیست
به قربان طرح معمایتان
تو آنی که روح القدس می شود
گدای نسیم نفس هایتان
جمال تو پیغمبر اکرمی ست
اسیری زلف تو هم عالمی ست
تو در سینه ی ما حرم می زنی
برای دلم حرف غم می زنی
تو آنی که در قله ی ماذنه
قدم می زنی و علم می زنی
سحر با اذان سحرگاهیت
سکوت دلم را به هم می زنی
تو در محضر ماه ام البنین
ادب می کنی حرف کم می زنی
نبودی اگر نامی از گُل نبود
ترنم نبود و تغزل نبود
تو شه زاده ای و علی اکبری
علی اکبری یا که پیغمبری؟!
درِ خانه ات ازدحام گداست
ولی خم به ابرو نمی آوری
تو آنی که در بین گهواره ات
به نازی دل عمه را می بری
مرا از مناجات شب بهتر است
دو رکعت نماز علی اکبری
برای اذان گفتن کربلا
تو از هر کسِ دیگری بهتری
نمازت نیاز شب کربلاست
گرفتار تو زینب کربلاست
خدایی ترین جلوهٔ بی نیاز
موذن ترینِ زمینِ حجاز
غلامی کوی تو را کرده ام
اگر آبرومندم و سرفراز
ندیدم در این کوچه های کَرم
کسی را شبیه تو مهمان نواز
کنار خرابات گهواره ات
اذانی بگو تا بخوانم نماز
بیا از بقایای خاکسترم
حسینیّه ی ام لیلا بساز
مرا تا بهشت نگاهت ببر
به پابوسی قتلگاهت ببر
مرا وصل دریا شدن بهتر است
گرفتار لیلا شدن بهتر است
کنار حریم کریمانه ات
مرا مردن از پا شدن بهتر است
به پای رکاب تو له له زدن
مرا از مسیحا شدن بهتر است
تو ممسوس حقّی و جذب خدا
تو را ارباً اربا شدن بهتر است
فراقت توان پدر را گرفت
کنار تو پس تا شدن بهتر است
برگرفته از سایت: http://hosenih.mihanblog.com/post/4433
میلاد مولی الکونین امیرالمومنین علیه السلام برامام زمان علیه السلام وتمام محبین حضرتش مبارک باد
بر روی نگاهمان صدف باریده
اینبار برای یک هدف ، باریده
دیشب همه جا ستاره باران بود و
امشب همه جا دُرِّ نجف باریده
************
نزاده مادر گیتی چو مرتضی دیگر
ندیده کشتیِّ حق چون تو ناخدا دیگر
گشوده کعبه دری روی سینه اش یعنی
خداست چشم به راهـَت علی بیا دیگر
**************
زخمی ام التیام می خواهم
التیام از امام می خواهم
السلامُ علیک یا ساقی
من علیک السلام می خواهم
مستی ام را بیا دو چندان کن
جام می پشت جام می خواهم
گاه گاهی کمی جنون دارم
من جنونی مدام می خواهم
تا بگردم کمی به دور سرت
طوف بیت الحرام می خواهم
لحظه ی مرگ چشم در راهم
از تو حسن ختام می خواهم
در نجف سینه بی قرار از عشق
گفت: لایمکن الفرار از عشق
برگرفته ازhttp://hadith-ashk.blogfa.com/post/1418
دل را شراره غم تو پُرشرار كرد
داغ تو قلب خسته دلان داغدار كرد
اى سرو بوستان ولا از غم تو چرخ
جارى ز ديده اشك چو ابر بهار كرد
با كشتن تو قاتلت اى هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار كرد
هرگز نديده ديده تاريخ تاكنون
چون قاتل تو كو ستم بى شمار كرد
دشمن فكند گوشه زندان ز راه كين
هر كس ز مهر، دوستيت اختيار كرد
رويش سياه باد كه آن خصم بدمنش
روز زمانه تيره تر از شام تار كرد
در ماتم تو چاك گريبان خويش را
فرزند داغدار تو با حال زار كرد
بر تربت تو مادر پهلو شكسته ات
اشك از بصر چو گوهر غلطان نثار كرد
اى شمع برفروخته عشق، اهل دل
طوف حريم پاك تو پروانهوار كرد
باشد گداى خاك نشينت كسى كه او
خود را مقيم درگهت اى شهريار كرد
هركس غلام كوى تو گرديد بى گمان
بر صاحبان تاج و نگين افتخار كرد
از لطف خويش «حافظى» دل شكسته را
يزدان به سفره كرمت ريزه خوار كرد
(محسن حافظى)
2- این روایت حتی در هیچیک از صحاح سته و حتی در مسانید معتبر اهل سنت چون مسند ابن حنبل و مسند بزاز و معاجم طبرانی (معجم کبیر , اوسط و صغیر ) نیامده است . با اینحال جای تعجب است که چگونه آن را قبول کرده و مسلم می دانند !
3- معمولا روایات ازدواج ام کلثوم با عمر را اهل سنت به یکی از علویان همچون امام صادق (ع) , امام باقر (ع) یا حسن بن حسن بن علی (ع) منتهی می کنند که این جای تأمل دارد و ظاهرا جاعلان خواسته اند اینگونه القاء کنند که این واقعه چنان صحت دارد که حتی خود اهل بیت آن را روایت کرده اند ؟!
4- اسناد هیچیک از روایات ازدواج عمر با ام کلثوم معتبر و صحیح نیست و در هرکدام چند راوی ضعیف و کذاب (به نظر رجالیون اهل سنت) وجود دارد که در این جا ما بخاطر کثرت آنان و طولانی شدن مقاله نمی پردازیم . شاید روزی آن راویان و ضعف های شان را با استناد به محدثان اهل سنت بیان کردیم .
5- گذشته از اسناد اختلاف روایات به حدی است که انسان را به شک می اندازد . مثلا برخی روایات می گوید ، ام کلثوم برای عمر تنها زید را بدنیا آورد و برخی رقیه را هم اضافه می کنند و برخی از فاطمه بنت عمر ا ز ام کلثوم خبر می دهند . یا اینکه در برخی روایات آمده وقتی عمر از علی ام کلثوم را خواستگاری کرد ، علی کوچکی او را بهانه کرد , در برخی دارد که علی (ع) گفت : من او را برای فرزندان جعفر برادر خود گذاشته ام و ...
6- در روایات آمده که ام کلثوم با فرزندش زید در زمان معاویه در یک روز از دنیا رفت ؟! در حالیکه ام کلثوم فرزند علی (ع) در زمان یزید در واقعه کربلا حضور داشت و روایات زیادی در این مورد وجود دارد و خطبه های وی در راه کوفه و شام وجود دارد .
7- در روایات دیگر اهل سنت آمده که ام کلثوم بعد از عمر با محمد بن جعفر بن ابی طالب و بعد از مرگ او با عون بن جعفر و بعد از مرگ او با عبدالله بن جعفر ازدواج کرد ؟! در حالیکه واقدی روایت کرده که محمد بن جعفر و عون بن جعفر در تستر (شوشتر) در زمان عمر به شهادت رسید . و با عبدالله هم زینب بنت علی خواهر ام کلثوم ازدواج کرد که او نیز در واقعه کربلا حضور داشت . در اسلام جمع بین اختین جایز نیست .
بنا بر این نتیجه گرفته می شود که ازدواج عمر با ام کلثوم مجعول است و مخدوش و جاعلان آن را برای بهره برداری های مذهبی ساخته اند و هیچ واقعیتی ندارد . زیرا هم از نظر سندی مخدوش است و راویان آن متهم به کذب و ضعف وجعل اند و هم از نظر متنی اشکالاتی زیادی دارد که اگر اهل سنت بخواهد به آن روایات استناد نمایند , شخصیت عمر را زیر سئوال برده اند .
طبرى نقل مى کند که عمر، امّ کلثوم دختر ابوبکر را از عایشه خواستگارى کرد، در حالى که او کوچک بود. عایشه ماجرا را با خواهرش امّ کلثوم در میان گذاشت. امّ کلثوم گفت: من نیازى به او ندارم! عایشه گفت: نسبت به خلیفه بى میلى؟ پاسخ داد: «نعم، إنّه خشن العیش، شدید على النّساء; آرى، زیرا او در زندگى سخت گیر است و نسبت به زنان نیز با خشونت برخورد مى کند».
السلام علیک یابنت امیر المومنین علیه السلام یا ام کلثوم علیها سلام
بانو که شبیه آفتابی توخلق شدی تاکه بتابی
تو ام وقاری ام کلثوم تو ام عفاف ام حجابی
زهرا به تو شیر داده پس تو درخانه ی آسمانی شهابی
زهرا به تو شیر داده پس تو لب باز نکرده مستجابی
زهرا به تو شیر داده پس تو دریاست وجودت عین آبی
بانوی جهادوانقلابی محبوبه ی قلب بوترابی
وقتی سخن ازغصه ودرد است هر آه تو میشود کتابی
در کوفه وشام مثل زینب شمشیر برنده ی خطابی
در پاسخ تهمت دروغین سر تابه قدم خودت جوابی
ای عشق نهاده سر به پایت
عباس ادب کند برایت
این بند به یک زبان ساده بر تهمتشان جواب داده
حتی به تخل نتوان گفت پیوند گلی که یاس زاده
با قاتل غنچه وگل یاس با ملحد پست بی اراده
باکافر بت پرست ملعون حوریه کجا حرام زاده
این همه افتراست پوچ است یک تهمت زشت فوق العاده
در خواب هم او ندیده هرگز یک سایه زتو امیرزاده
دامادعلی خلاصه هرگز هرگز نبود حرام زاده
این پاسخ دندان شکن ماست
افسانه که نه حقیقت این هاست
بانوتوزنسل آفتابی از سبزترین قوم جهانی
با اینکه به کوفه روضه خواندی کم بوده برات روضه خوانی
حالاکه برای غربت تو تااین که غریب تر نمانی
ما روضه به عشق تو گرفتیم کو صاحب عزای بی نشانی
دعوت کن از اوبخاطر تو یک لطف به بزمی خودمانی
سوگند دهم تورا به ارباب کو را به عزایت برسانی
عالم به تورشک می برد چون تو عمه ی صاحب الزمانی
هر چه که نباشد تو غریبی از آن اسرای کاروانی
ای عشق نهاده سر به پایت
عباس ادب کند برایت
معنای اصیل عشق خانم روحی به فداک ام کلثوم
استاد توزینب است هرچند خود عالمه ای وپاک ومعصوم
پس زینب دومی خدائیش این از وجنات توست معلوم
حالابگذار تابگویم شرحی زغم دل تو خانوم
تو دیده ای آن زمان که زهرا فریاد زد آی فضه پهلوم
آن کوچه طناب ودست بابا قنفذوصدای آی بازوم
آن شام که میزبان توبودی یک سفره ی نان خشک ومرسوم
دیدی شب آخر پدر را گردید سر قسیم مقسوم
دیدی دل رازدار کوچه پاره شدوتکه تکه مسموم
هم پای دل صبور خواهر تا کرببلاغریب ومظلوم
گودال وتن هزار پاره یک جسم شریف پاره حلقوم
زینب شده بودنوحه خوان حیف تو موی کنان آن شب شوم
فریاد زدی ونوحه خواندی واویل علی الحسین الیوم
گفتی که حسین خنجر ای کاش میخورد به قلب ام کلثوم
تو زینب و شام و خطبه خوانی
شدنام حسین جاودانی
تقدیم به ساحت مقدس صاحب الزمان علیه السلام
22جمادی الثانی سالروز به درک رفتن حروم زاده اولی برشیعیان مولاامیر المومنین علیه السلام مبارک
لعنت به آنکه پایه گذار سقیفه شد
لعنت به هر کسی که به ناحق خلیفه شد
لعنت به آنکه بر تن اسلام خرقه کرد
این قوم متحد شده را فرقه فرقه کرد
تکفیر دشمنان علی(ع) رکن کیش ماست
هر کس محب فاطمه(س) شد قوم و خویش ماست
قرآن و اهل بیت نبی (ص)، اصل سنت است
هر کس جدا ز این دو شود ، اهل بدعت است
ما هم کلام منکر حیدر نمی شویم
با قنفذ و مغیره برادر نمی شویم
ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد
روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد
از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم
اینم تقدیم به ساحت مقدس باب الحوائج حضرت عباس علیه السلام
باشد که به حرمت حضرت ام البنین علیها سلام کربلایی عنایت کنند
بدون ماه قدم می زنم سحر ها را
گرفته ان از این آسمان قمرها را
چقدر خاک سرش ریخته است معلوم است
رسانده است به خانم کسی خبرها را
نگاه کن سر پیری چه بی عصا مانده
گرفته ان از این پیر زن پسر ها را
چه مشکل است که از چهار تا پسرهایش
بیاورند برایش فقط سپرها را
نشسته است سر راه ، روضه می خواند
که در بیاورد آه ...آه رهگذرها را
ندیده است اگر چه ولی خبر دارد
سر عمود عوض کرده شکل سرها را
کنار آب دوتا دست بر روی یک دست
رسانده است به ما خانم این خبرها را
علی اکبر لطیفیان
برگرفته ازوبلاگhttp://chadorkhaki1.blogfa.com/
شعر بسیار زیبای استاد راوش
السلام علیکٍ یا فاطمهً الزهراٍ سلام الله علیها
حجهً الاکبر
هوای توست که افتاده در سرم ازسر
چقدر خوب وخوشم از همیشه هم بهتر
به سر به دور توگشتن رسیده هجده بار
رسیده موسم اعمال حجهً الاکبر
به حج بیت تو احرام بسته ام باشعر
غزل غزل لک لبیک حضرت مادر
فزونتر ازتو عطایی نبوده که،زیرا
خدای در تو وضــــو میگرفت ای کوثر
به غیرام ابیـــهابـــرای پیغمبــر
توصدق مطلع باران رحمتـــی جــرجــر
نماز سوی تو آرم خودم به قربانت
به ترجمان فصــلٍ لربک والنـحر
چکیده ترم نگاهت به خاطر این شعر
به صورتم بچکان بیشتر نشد، کمتر
شکست کعبه ودیدیم زاده شد حالا
ببین شکسته شد پهلوت،کشته شد حیدر
دل من است که آنجای در به در گشته است
درست پهلوی تودر میانه ی آن در
نفس نفس زدی وزار از تشک برخواست
نزار از نفس افتادکاملابستر
* * *
چقدر غم زده ام از همیشه ام بدتر
نوای روضه ی زهراست در سرم از سر
سید حامد حسینی (راوش)
فقط نه اینکه پدر را غمت ز پا انداخت
که مجتبای تو را نیز از نوا انداخت
نبودن تو چه بر روز خانه آورده
که زندگانی ما را هم از صفا انداخت
چه قدر تلخ و عجیب است بازی دنیا
ز مادری دو سه تا بچه جدا را انداخت
قسم به حُرمت آن چادری که خاکی شد
و شعله بر جگر زخم مجتبا انداخت
خدای نگذرد از آن حسود کور دلی
که سنگ جانب آئینۀ خدا انداخت
هنوز گرم سخن بودی و تو را نامرد
چه بی هوا زد و یکباره از صدا انداخت
تمام دور و برم خاک بود و گرد و غبار
چه با شتاب تو را بین کوچه ها انداخت
عجب کشیده پُر قدرتی که بر رخ تو
به مدت نود و پنج روز جا انداخت
تو کوه بودی و سیلی که بر زمین نزدت
تو را توسط آن ضربه های پا انداخت
چگونه زد که سرت خورد گوشه دیوار
همینکه پرت شدی گوشواره را انداخت
علی صالحی
آه...در میزدند...آه...آه...آه
چهل نفر...میزدند...آه...آه...آه
هرکه را بیشتر آینه داشت
بیشتر میزدند ...آه...آه...آه.
***
نه...
این فرشته ست و بالی ندارد
چند روز است حالی ندارد
نه خدا...نه خدا...نه...نه...زود است
فاطمه سن و سالی ندارد
علی اکبر لطیفیان
برگفته از سایتhttp://chadorkhaki1.blogfa.com/
«عشق سوزان است بسم الله رحمن الرحیم
هر که خواهان است بسم الله رحمن الرحیم » ۱
کشتیام بی ناخدا دارد به دریا میرود
وقت توفان است بسم الله رحمن الرحیم
ختم قرآنِ تو جای «ناس» گویا با «حدید»
رو به پایان است بسم الله رحمن الرحیم...
دست من بستهست، جای من رجز خوان میشوی
کوچه، میدان است بسم الله رحمن الرحیم
نقطهی «باء» بودهام چون تکیه گاهم بودهای
بی تو لرزان است بسم الله رحمن الرحیم
کیست آتش دارد و از قعرِ آتش میرسد؟
جن، نه ! شیطان است بسم الله رحمن الرحیم
رفتهام از حال، این «اَمَّن یُجیب» و ناله هم
مال «سلمان» است بسم الله رحمن الرحیم...
«قدر» میخوانم و میدانم که از نامحرمان
«قدر» پنهان است بسم الله رحمن الرحیم...
آب را از سلسبیل آوردهام «اسماء» ! بریز
غسلِ باران است بسم الله رحمن الرحیم
نیا نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست
دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی
هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند
قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه
کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست
نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش
که جای سَجده گه ِما هنوز مال تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه
که ندبه ندبه ی خرقه است، پایگاه تو نیست
نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست!
نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به جان تشنه ی عشق
دعا دعای ظهور است، ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست
ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها
به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست
نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع
که شهر ما نه مُحیّای گامهای تو نیست
نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا
کسی برای شهادت به کربلای تو نیست
نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما
هزارنامه ی کوفی یکی برای تو نیست
نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا
برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست